الهم عجل لولیک الفرج |
1. تلقين به خود، همواره در كارهاي سخت و دشوار به خود تلقين كنيد و اين عبارات را بگوييد كه: «من به خوبي مي توانم اين عمل را انجام دهم».![]()
2. هر روز صبح حداقل بيست دقيقه، به طور مرتب و در ساعتي معين ورزش كنيد.![]()
3. صبحگاهان، هر زمان كه بيدار شديد، بي درنگ برخيزيد و از رختخواب بيرون رويد. حتي اگر خواب آلودگي مزاحمتان است، از اتاق بيرون رويد و قدري نرمش كنيد تا خواب آلودگي از بين برود.![]()
4. در صورت امكان، چند دقيقه قبل از اذان صبح از خواب بيدار شده، نماز شب بخوانيد و اگر در آن وقت بيدار نشديد، قضاي آن را به جا آوريد.![]()
5. مقيد باشيد هر روز تعداد آيات معيني از قرآن را تلاوت كنيد (حداقل 30 تا 50 آيه) و در صورت تمايل در هفته هاي بعد، به ميزان آن بيفزاييد.![]()
6. ترك گناه و مخالفت با هواهاي نفساني، نقش بسيار مؤثري در تقويت اراده و نهادينه كردن آن در درون انسان دارد.![]()
7. هرگز در كارها، نااميد نشويد و با حالت تهاجمي، براي پي گيري و به انجام رساندن كارهاي ناقص و ناموفق، تلاش كنيد.![]()
8. كارهايي را كه به عهده مي گيريد، ناتمام رها نكنيد. آنها را به نحو احسن و تا رسيدن به نتيجه مطلوب ادامه دهيد.![]()
9. از پراكنده كاري و آشفتگي در كارها - كه موجب به هم ريختگي انجام فكري ميشود - بپرهيزيد و به فعاليتهاي خود تمركز و انسجام ببخشيد.![]()
10. همواره بر خداوند توكل كرده و در همه امور از او استمداد جوييد.![]()
برگرفته از سایت پرسمان
www.porsemsn.org
![]()
بسيارى از افراد مفهوم زندگى را پيچيده مىپندارند و گمان مىكنند براى نيل به پيروزىهاى چشمگير بايد پيوسته جانفشانى كرد . زمين و آسمان را به هم پيوست تا شايد به اندكى از موفقيت دستيافت . اما گروهى زندگى را ساده و نيل به خوشىها و كاميابى هايش را دستيافتنىتر مىدانند . به اعتقاد اينان براى اين هدف بيشتر بايد هوشيارانه با اصول و قوانين دستگاه آفرينش همنوا شد; آن هم نه اصول و قوانين مرموز و دست نيافتنى، بلكه آنچه به آسانى در اختيار ماست، گر چه كمتر بدانها توجه مىكنيم . اين كم توجهى سبب شده است كه بپنداريم قوانين آفرينش بسيار پيچيده و آرمانى و دور از دسترس است كه جز افرادى كم شمار بدان آگاه نمىشوند .
آنچه شما را در به دست آوردن پيروزى، موفقيت و نشاط يارى مىرساند تنها داشتن امكانات مادى و توانايى سرشار جسمى نيست . شما مىتوانيد با تكيه بر برخى اصول روانشناسى، با صرف نيرويى كمتر و در زمانى كوتاهتر به موفقيتهاى چشمگير دستيابيد . پيوسته با نشاط بوده، از چيزى نهراسيد و خود بزرگترين تشويق گر و امداد رسان خويش باشيد . بدين منظور مىتوانيد از آنچه در اين گفتار ارائه مىشود بهره گيريد و به اهداف خود نايل شويد .
T}يک - شادمانى به كسى هديه نمىشود {T
اگر منتظريد تا كسى نشاط و شادمانى را به شما هديه كند بدانيد كه آن فرد نخستخودتان هستيد . فهرستى از همه آنچه تاكنون شما را شادمان نموده است تنظيم كنيد و عامل يكايك آنها را برشمريد، تا مطمئن شويد كه بيشتر آنها را خود فراهم كردهايد، موفقيت تحصيلى، ديدار دوستان، آشنايىهاى با اهميت، سفرهاى شادى آفرين و . . . امورى است كه بيشتر با اقدامات خود ما پديد مىآيند . شادىها نيز انواع گوناگوناند . بعضى زود گذر و برخى پايدارند . شمارى نماى شادى دارند و در حقيقت تباهى آورند، مانند پارهاى از گناهان; و تعدادى لباس زحمتبه تن دارند ولى زمينه ساز خوشىهاى فراواناند، مانند كوششهاى دوره تحصيل .
شور و هيجان در انجام فعاليتها و عشق در زندگى از مهمترين عواملى است كه شادمانىهاى تازهاى را براى شما به ارمغان مىآورد . اگر شما خود از درون احساس درماندگى و كسالت كنيد و بى روح و دلمرده باشيد چه كسى خواهد توانستشور و اشتياق و شادمانى را به شما بازگرداند؟ در ميان اطرافيان هيچ كس براى ما دلسوزتر از خود ما نيست . زمانى كه ما خود براى نيل به اهدافمان در خويش انگيزه و شوقى نداشته باشيم چه كسى خواهد توانست آن را در وجود ما پديد آورد؟ !
اگر براى فعاليتهاى خود شوق و انگيزه كافى نداريد مطمئن شويد كه مهمترين علت، روشن نبودن هدف و ناتوان ديدن خود است . بدين منظور بايد هميشه در هر فعاليت، هدفتان را كاملا روشن كنيد . پس از آن به اشتياق و علاقه درونى خود در اعماق وجودتان مراجعه كنيد و آن را روز به روز بيشتر كنيد و اميدوار به آينده، به توانايى خود ايمان آوريد . سپس خواهيد ديد كه در مدتى كوتاه انگيزه كافى براى انجام و ادامه آن فعاليت در شما پديد خواهد آمد .
T}دو - منتظر اقبال نباشيد {T
در زندگى بسيارى از افراد تحولات يك باره و چشمگير گاه مهمترين علت موفقيت آنان بوده است . اميد به زندگى روشنتر، عامل دوام و كاميابى زندگى است . تلاش براى دستيابى به رفاه و پيروزى امرى نكوهيده نيست و اعتقاد به خداوند و پاداشهاى دنيوى خيلى از كارها، اميد آفرين و عامل رشد و موفقيتهاى تازهتر است; اما اين همه هيچ يك بدان معنا نيست كه در زندگى هميشه منتظر باشيم روزى اقبال به سوى ما رو كند و در يك نيم روز تحول چشمگيرى در زندگىمان پديد آيد . كسانى كه هميشه در انتظار روزى به سر مىبرند كه رويدادها به طور اتفاقى به زندگىشان هيجان و تحول ببخشد معمولا آن روز را مشاهده نكرده، زندگى را بدرود گفتهاند .
بخت و اقبالى كه بايد به انتظارش نشست و فرد را از حركت و تلاش باز مىدارد بيشتر نكبتآور و كسالت آفرين است . زيرا عادتش آن است كه كمتر به سراغ كسى رود و افراد را بيشتر در رخوت و دلسردى فرو مىبرد . اميد به هر چيز زمانى سرنوشتساز و تحول آفرين است كه منشا حركتباشد، نه عامل سكون و ضعف .
بنابراين در انجام هر فعاليت، آنچه در توان داريد به جاى آوريد و منتظر فرشته خوشبختى نباشيد . آن فرشته خود شماييد كه بايد براى خودتان آشكار شويد ونيرويتان را براى نيل به اهداف به كار گيريد . اوقات خود را هدر ندهيد و به استخدام كارهاى بى نتيجه و تباهى آور در نياييد . با جديت تصميم بگيريد به هيچ كارى رو نكنيد مگر نتيجه دلخواه و مفيدى برايتان داشته باشد . تا زمانى كه در وجود شما چنين قاطعيتى مشاهده نشود هيچ چيز به نفع شما تغيير نمىكند . قرآن را خواندهايد كه مىفرمايد: ان الله لا يغير ما بقوم حتى يغيروا ما بانفسهم» V}(رعد ، آيه 11). {V
دستگاه آفرينش نيز از خداوند فرمان مىگيرد و تا در درون چيزى تحول پديد نيايد، تغييرى در آن پديد نمىآورد .
T}سه - خود، ارزياب كارهاى خويش باشيد {T
اگر از فعاليتها يا رفتارهاى خود نتيجه دلخواه را به دست نمىآوريد به جاى دلسردى و ملامتخود و ديگران، جزئيات عملكردتان را با ژرف نگرى بررسى كنيد تا دريابيد كه عيب كارهايتان كجاست . بدون شناخت عوامل بى توفيقى و درمان آن، در انتظار كسى نباشيد كه به عيوب كارهاى شما بنگرد و آنها را برطرف سازد و نشاط و توفيق را تقديم شما كند . به واقع آيا رواست كه منتظر باشيد كسى از غيب به سوى شما آيد تا بنيان اشتباهات شما را بر كند و كسالت و ضعف و شكست را از شما دور سازد . آنها كه پيوسته از ميان عوامل موفقيت آفرين، بدون تلاش و شكيبايى انتظار كاميابى را پيشه خود مىكنند و از پيشامدها توقع دارند كه يكباره به كمك ايشان بشتابد و به زندگى آنان رونق تازه دهد، امروز خويش را به اميد فرداى بهتر سپرى خواهند كرد و به موفقيتى دست نمىيابند .
T}چهار - درس شهامت آفرينى را خوب حفظ كنيد{T
ما از آغاز كودكى تا پايان جوانى همواره مشغول درس آموزى و تحصيل هستيم ولى «درس شهامت آفرينى» را كمتر فرا مىگيريم . بيشتر مخترعان، سياستمداران موفق و جنگجويان برجسته از آنانند كه از نعمتشهامت چيزى كم نداشتهاند . به خود اميدوار باشيد و از هيچ چيز جز گناهانتان نهراسيد . اين سفارش مردى است كه آدمى نظير وى كم ديده است . در فرمودهاى از امام على (ع) مىخوانيم: هر گاه كسى زمين را گردش كند تا به اين چند حكمت دستيابد، هر چند گردش كند موفق نخواهد شد: نخست آن كه آدمى نبايد از هيچ چيز جز گناه خود هراس داشته باشد.
ترس و خيالات واهى نيروهاى درونى شما را بىاساس، مرموزانه هدر مىدهد و زندگى پرهيجان را از شما دريغ مىدارد . براى اهداف خود با استمداد از پروردگار به سوى آن گام برداريد و مطمئن باشيد اگر از درون ياس و بى توفيقى را باخود زمزمه كنيد گويا همه چيز اين زمزمه را زودتر از شما مىشنود و يكايك توفيقات از شما سلب مىشود و كمترين تغييرى در وضعيت زندگى شما به وجود نمىآيد . به خود تلقين كنيد كه توان و شجاعت هر كارى را داراييد . در غير اين صورت ركود و افسردگى و ناتوانى، نشانى شما را بسيار زود خواهد يافت و به سراغتان مىآيد .
به اهداف مورد نظرتان فكر كنيد، موانع موفقيت را بر شمريد و راه چيرگى بر آن را دريابيد و سپس براى حركت آماده شويد . باخود فكر كنيد اگر كمى شهامت و حوصله داشته باشيد ممكن استبه چه مراتبى دستيابيد.
درنگ در مرداب يكنواختى و سكون، كسى را از غرق شدن نجات نمىدهد، حركتبه سمت تكيهگاه مطمئن است كه نجات آور است . همه ماتنها زمانى از توان نهفته در وجود خود آگاه مىشويم و از آن سود مىجوييم كه اهريمن ترس را شكست دهيم .
شعاع دوستى خويش را توسعه دهيد و رفقاى صميمى، آگاه و با شهامت و پاكدامنى را كه در همه جا كم نيست، بيابيد و نظرات و مقاصد خود را با آنها در ميان گذاريد تا احساس ترس را در شما كاهش دهند . يقين كنيد وقتى انسان در مورد هدفى با افراد مطمئن به رايزنى مىپردازد ترس وى از اقدامات بزرگ كاهش مىيابد .
T}پنج - از اظهار دلتنگى پرهيز كنيد.{T
هيچ يك از ما نمىتواند ادعا كند كه عوامل دلتنگى آور پيرامون او وجود ندارد. دلتنگىگاه علت آشكار دارد و زمانى ناآشكار. با علتهاى آشكارش مىتوان مبارزه كرد ولى عوامل ناآشكار، شناخته نمىشود تا برطرفشان كرد. دلتنگى از يك نظر عامل انديشه در كارها، يقين به بىارزشى دنيا و فريفته نشدن به آن است؛ اما زمانى كه از حالت زود گذر به شكل پايدار در آيد، پديدهاى ويرانگر است. سفارش به انجام دعا و تعقيب نمازها يكى بدان سبب است كه معانى آن دعاها، مانع از پايدارى دلتنگىهاى ويرانگر است. نمازگزارى كه در پى عبادت خود چنين زمزمه كند، با دلتنگى انسى نمىيابد: خدايا به درستى كه آمرزش تو اميدبخشتر از كردار من است و رحمتت وسيعتر از گناه من. بار خدايا، اگر من اهل و شايسته براى دريافت رحمت و مواهب تو نيستم، رحمت تو بسى اهل و شايسته است كه مرا فرا گيرد. اى پوشنده عيبها و اى شنونده شكوهها! اى آن كه درگاهش براى جويندگان گشاده است! اى مهربان، روزى بخش، دادرس، يكتاى بىهمتا، رفيق همراه و...!
آن دلتنگى كه از حالت زود گذر به شكل پايدار چهره تغيير مىدهد، نوعى است كه فرد خود آغازگر و تقويت كننده آن است. بدين شيوه كه پيوسته از درون به خردهگيرى از خويش مىپردازد و يكايك قوايش را به محاكمه مىگيرد؛ خود را براى هر كار ناموفقش ملامت مىكند و نارسايى و ناكامىاش را بزرگ جلوه مىدهد. به همين سبب هميشه پيرامونش را تار و سرانجام كارهايش را تباه و بىنتيجه مىپندارد.
بدانيد كه آغاز بيشتر افسردگىهاى مرموز، دلتنگىهاى ساده بوده است. پس تصميم بگيريد تا آن جا كه ممكن است ذهن و اعصاب خود را در اختيار دلتنگى قرار ندهيد كه پس از مدتى در اعماق جانتان لانه مىكند و آنگاه ديگر به سادگى شما را ترك نمىكند تا آرام آرام يكايك نيروهايتان را مرموزانه فرسوده كند.
گرفتارىها و مشكلات را ورزشگاه پرورش نيروهاى نهفته خود قرار دهيد نه سببى براى تعطيل كردن فعاليتها. تا شما در مسير خود با موانع و مشكلات روبه رو نشويد، بخش عمده قدرت تجزيه و تحليل مغزتان به كار نمىافتد و درون مايه شكيبايى و دورانديشىتان هويدا نمىگردد. زمانى كه شما در هر گفتوگوى دوستانه يا خانوادگى از مشكلات و كاستىها و ناكامىهايتان سخن مىگوييد، افزون بر اين كه ديگران را دلسرد و دلتنگ مىكنيد، از درون به جنگ سلولهاى مغز و اعصابتان رفتهايد و آنها راخسته و فرسوده كرده و توان انجام كار را، با رفتار خود، از دست دادهايد.
T}شش - رويدادها را خود رقم زنيد.{T
آيا شما فكر مىكنيد زندگى سراسر تحمل دشوارى است؟ آيا هيچ كس شما را دوست ندارد؟ آيا شما در كارهايتان پيوسته دچار بد اقبالى مىشويد؟ آيا گمان مىكنيد به سبب نوعى ناتوانى جسمى يا ذهنى پيشرفتى نخواهيد كرد؟
پاسخ اين پرسشها را جز شما كسى تعيين نمىكند. تصميم با شما است كه براى اين پرسشها چه پاسخى آماده كرده باشيد. گزاف نيست اگر بگوييم ما هر طور مىانديشيم، برايمان رخ خواهد داد. هر چند هيچ نمىتوان سهم عوامل جانبى تأثير گذار بر زندگى ما را ناديده گرفت، مهمترين سهم را ذهن خود ما رقم مىزند. همه رفتارهاى ما از ذهن فرمان مىگيرد. كسى كه از درون ذهن خويش، براى خود موفقيتى را روا نمىداند، عوامل بيرون از وجودش براى نيل او به موفقيت كمكى به وى نمىكند. اگر زمينهاى نيز براى او فراهم شود، ناپايدار است. گويا همه عوامل بيرونى منتظر خود مايند كه به آنها چه فرمانى مىدهيم. اگر كسى زندگى را «سراسر تحمل دشوارى» تعريف كند يا بپندارد كه هميشه دچار بد اقبالى است، گويا همه پديدهها همين گونه كه او مىپندارد تنظيم مىشود؛ درست همانند ساعتى كه آن را براى زنگ زدن در ساعت معين، تنظيم مىكنند.
وقتى شما به سبب نوعى ناتوانى جسمى يا ذهنى راه بسيارى از موفقيتها را بر خود بسته بدانيد، گويا همه چيز همان طور خواهد شد كه شما احساس مىكنيد. روان شناسان اين پديده را «جادوى ذهن» مىخوانند. آن خوشبينى كه در گفتار پيشوايان آسمانى مورد سفارش جدى قرار گرفته است تنها ويژه «خوشبينى به رفتار ديگران» نيست. همه ما بايد به استعدادهاى درونى خويش خوشبين باشيم. خود راناتوان از به دست آوردن هيچ موفقيتى نپنداريم. با تخيّلات منفى، سد راه موفقيت خود نباشيم و بىسبب عوامل بيرونى تأثيرگذار بر موفقيتهاى خود را، با افكار اشتباه و مأيوسانه، بر ضد خود بسيج نكنيم.پس تصميم با خود شما است كه چگونه آينده را رقم زنيد.
T}هفت - در هر موقعيت كه قرار گرفتيد قدرشناس آن باشيد{T.
به درستى معلوم نيست چرا گروه بىشمارى از مردم هميشه در جستوجوى لذتهايى هستند كه قرار است به احتمال در آينده بدان دست يابند. آنها خود را مسافرِ مقصدى مىدانند كه لذت هايش را فقط در مقصد به مهمانانش هديه مىكند. غافل از آن كه لذت سفر، در طول سفر است نه فقط هنگام رسيدن به مقصد؛ به ويژه آن كه در خيلى از سفرها در مقصد لذتى نهفته نيست و شادكامىهاى بين راه است كه مسافرت را لذتبخش مىكند.
پس بياييد در هر موقعيت كه قرار گرفتهايد قدرشناس آن باشيد. همه شادىها در آينده موهوم جاى ندارد. امروز نيز آينده ديروز است كه بايد سپاسگزار نعمتهايش بود. اگر در كنار پدر و مادر زندگى مىكنيد يا ميان دوستان، در سالهاى آغاز تحصيل هستيد يا پايان آن، موقعيت اقتصادى متوسطى داريد يا نداريد، همه را آن گونه كه انتظار مىرود قدر بدانيد. اگر قدرشناسى بخشى از جهانبينى شما قرار گيرد، خواهيد ديد كه همه چيز برايتان دلچسب و شادى آور مىشود. مطمئن باشيد، با وجود اين خصيصه، عوامل ناخوشايند زندگى بر شما پيروز نمىشود و به تدريج خواهيد ديد كه در همه زمينهها تحولات چشمگيرى برايتان پديد خواهد آمد.
هرگز اين قانون طبيعت را از ياد نبريد كه «در زندگى سپاس هر نعمت را كه به جاى آوريد، بيشتر در خدمتتان قرار مىگيرد و آنگاه با نيروى آن بهتر مىتوانيد با ناملايمات مبارزه كنيد يا دست كم با آنها به سازگارى برسيد.» از وضع خود و خانواده و محيط و استاد گلهمند نباشيد. كوشش براى بهتر سازى اين امور به مفهوم گلهمندى از آنها نيست. پديدههاى پيرامون ما نيز، همانند اشخاص، خوب در مىيابند كه شما سپاسگزار وجود آنهاييد يا ناسپاس. به فرموده خداى متعال: اگر شيوه سپاسگزارى پيش گيريد، بر [نعمتهاى] شما افزوده مىگردد و اگر ناسپاس باشيد، عذاب الاهى شديد است V} ( با استفاده از سوره ابراهيم، آيه 7).{V
بيشتر افراد از احسان و محبت به كسى كه قدرشناس محبت نيست، دريغ دارند؛ هر چند وى از ديگر امتيازات اخلاقى برخوردار باشد. به عكس به فردى كه از ميان همه امتيازات فقط قدرشناسى را پيشه خود كرده است، خرسندترند و از هر گونه احسان و محبت به وى دريغ نمىورزند.
برگرفته از سایت مفید و خوب"www.porseman.org![]()
امام زمان (عج):
امـا علت و فلسفه آنچه از دوران غيبت اتفـاق افتاده ( كه درك آن براى شمـا سنگين است) آن است كه خـداونـد در قـرآن فـرموده:( اى مـومنان از چيـزهايـى نپـرسيـد كه اگـر آشكـارتـان شـود, بـدتـان آيـد.)
امام زمان (عج):
مـن باقيمانده از آدم و ذخيره نوح و برگزيده ابراهيم و خلاصه محمد(ص) هستم..
خدا به تمام بندگان خود نظر لطف فراوانی دارد![]()
تا آنجا که به بنده خود میگوید:
ای بنده من نماز شب بخوان که آن یازده رکعت است
اما بنده به خدا میگوید: خدایا!خسته ام نمی توانم نیمه شب یازده رکعت نماز شب بخوانم.![]()
خئاوند:ای بنده من! دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر را بخوان.
اما بنده به خدا میگوید: خدایا! خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم.![]()
خداوند:ای بنده من! قبل از خواب این سه رکعت را بخوان.
اما بنده به خداوند میگوید:خدایا! سه رکعت زیاد است.![]()
خداوند:ای بنده من! فقط یک رکعت نماز وتر را بخوان.
اما بنده به خداوند میگوید: خدایا! امروز خیلی خسته شده ام آیا راه دیگری ندارد؟![]()
خداوند:ای بنده من!قبل از خواب وضو بگیر رو به آسمان بکن و بگو یا الله..
اما بنده به خداوند میگوید:خدایا!من در رختخواب هستم و اگر بلند شوم خواب از سرم می پرد!![]()
خداوند: ای بنده من همانجا که دراز کشیدهای تیمم کن و بگو یا الله..
اما بنده به خدا میگوید :خدایا ! هوا سرد است و نمی توانم دستانم را از زیر پتو بیرون بیاورم!![]()
خداوند: ای بنده من! در دلت بگو یا الله.. ما نماز شب برایت حساب میکنیم.
اما بنده اعتنایی نمیکند و میخوابد.![]()
![]()
پس خداوند به ملائکه خود میگوید : ای ملائکه من ببینید من اینقدر ساده گرفتم اما بنده من بی اعتنا است و خوابیده است.چیزی به اذان صبح نمانده او را بیدار کنید دلم برایش تنگ شده است. امشب با من حرف نزده است.![]()
خداوند: دو بار این بنده را بیدار کردیم اما باز هم خوابید. ای ملائکه من در گوشش بگویید پروردگارت منتظر توست.![]()
پروردگارا باز هم این بنده ات بیدار نمیشود!![]()
![]()
اذان صبح را میگویند.هنگام طلوع آفتاب است ای بنده بیدار شو نماز صبحت قضا میشود
خورشید از مغرب سر بر می آورد.![]()
خداوند رویش را بر میگرداند و میگوید ای ملائکه من آیا من حق ندارم با این بنده ام قهر کنم؟
![]()
![]()
![]()
برگرفته از سایت نمار شب http://www.namazshab.tk/
خدايا گناه کردم؛ لطف کردي، حق بندگي را به جا نياوردم؛ بخشيدي، خدايا، در کنار همهي اين بديهايم به اعظم صفاتت قسم ميخورم که دوست دارم خوب باشم و در راه رضاي تو حرکت کنم. ![]()
از شهيد:احمد شجاعيفرد ![]()
خداوندا ! تو خودت خوب ميداني که سعي ميکنم در راه تو قدم بردارم و هر کاري را که انجام مي دهم، براي تو باشد. بارالها، کمکن کن که هيچگاه از خط تو و خط ولي تو خارج نشوم و پايبند به اصول و قوانين انسانساز اسلام باشم. ![]()
از شهيد:جمال ظل انوار ![]()
1..صدای از اسمان شنیده می شود و ان فقط در ماه مبارک رمضان است
2...خورشید از مغرب طلوع می کند به طور یکه حساب منجمین به هم میریزد
27 باران پی در پی می بارد بطور یکه تمام محصولات ان زمان بر درختان خراب می شود
-----34..خفاشهای سیاه بر فراز بغداد نعره می زنند(منظور جنگدهای امریکائی است)
5...قحطی بر مردم فشار می اورد
6...مردم ان دوره در رفاه کامل بسر می برند(رفاه در زندگییا زندگی مدرنیزه)
7... مردان به شکل زنان در می ایندو زنان به شکل مردان(استفاده از لبا سهای همدیگر)
8...برادر به برادر دیگر اطمینان نمی کند
9... زنان فاسد می شوند و مردان لواط کار
10....معروف را منکر بینید و منکر را معروف
11...خرو ج سفیانی ودجال
12...فرو رفتن شهر بغداد در درون زمین
13...خراب کردن مساجد
14... تفرقه بینم اهالی دین و ذبح وقم مسلمین
15.. قتل بیوح(قتل دائمی که هر گز ارام نمی گیرد)
16...از اماتم باقر (ع) رسیده سه امر از ان بر شما گذشته ویکی دیگر از ان باقی است
و ان در ماه رجب است
17.. حا ددثهای در بین الحرمین اتفاق می افتد(15نفر کشته خواهند شد)
18....سال دویستم می کند انچه که خدا می خواهد(بحار النوارجلد 13علامات ظهور)
19.. اهل اسلام(اهل قبله) می گویند که عذاب بر ما نازل نمی شود( از راه کبر و غرور و بی دینی)
20... اتشی از مقرب بیرون می اید(احتمال جنگ وکشتار از جانب امر یکا)
21..مساجد از نظر عمران اباد و از نظر دین خرابند
22...مسلمان زیاد و اسلا م نایاب
23... مردان بهمردان و زنان به زنان اکتفا می کنند
24..قسم به دروغ وتزویر گویند
25...شهادت عادل مردود و وحرف نابکار قبول گردد
26...مردم کشتن همدیگر را سهل بپندارند
27...زنا کردن .و ربا را اسان بشمارند
28....مردم نماز را بمیرانند(بدون توجه به خدا وبرای ریا به نماز بپردازند)
29...امنت را ضایع و دروغ را مجاز شمارند(دوران ما)
30...بناهای بزرگ ومحکم ساختند
31... دین را رها کردنند و دنیا راگرفتند
32...قطع ارحام نمودنند
33...جور و ستم را فخر دانستند
34...قاریان قران فاسق شدنند
35...فجور و گناه و طغیان اشکار شد
36...قرانها را زینت دادنند و منارها را بر پا داشتندو مسجدها منقش شدنند
37... اشرار مکرم شدنند
38...زنان از راه طمع با شوهران خود شریک شدنند
39...خائن امین شمرده شود
40....زنان به زینها سوار شوند( رانندگی زنان)
41...چنگ و الات لهو لعب نگه دارند
42...شاهد بدون اینکه از او شهادت بگیرند شهادت بدهد
43مسائل دینی برای مقاسد فساد یاد گرفته شود(برخی از شیخ ها)
44.. دجال از دهی که از توابع اصفهان است خروج کند
45...قران با موسیقی گوش گیرند
46..23ماه رمضان ندای از اسمان شنیده می شود
47...خسوف و کسوف در نیمه و اخر ماه رمضان
به وجود امدن پیغمبران دروغین( در هندوستان و کشورهای اروپائی و حتی ایران)
..4849... قتل نفس زکیه
50...خروج یمانی
51...پنچ شهر به تصرف کافرا ن می افتد(شام.فلسطین..حمص... اردن..قنسرین)
52... دو سوم از اهالی زمین خواهند مرد(از هر هفت نفری سه نفر زنده خواهند ماند)
53...دو سوم از اهالی زمین از دین خود برگردنند
54...مردی به نام عبدالله بر عربستان حکومت کند(حاکم فعلی عربستان ملک عبد الله است)
55...جنگ درروی زمین بسیار شود
56...سمت غربی مسجد دمشق به زمین فرو رود
57...سه نفر در شمام قیام کنند
58...اهل اروپا در ففلسطین فرو بیایند
59...قتل بسیار درمیان شهرهای کوفه وحیره و اقع شود
60... دیوار مسجد کوفه خراب شود
61...سلطنت به ماه وروز می شود
62...دو بار ملخ به مزارع حمله می کند
63... دو مرگ اتفاق می افتد مرگ با شمشیر مر گ با بیماری
64...زندیقی از شهر قزوینبه ریاست برسد
65... بیست وپنچ باران پی در پی ببارد
66. بغداد بدون جنگ بدست کافران می افتد
67.. شصت نفر کذاب بیرون می ایند وادعای پیغمبری می کنند
68...فرقهای از اهل عجم به هم در می افتند و جنگ و خو نریزی می شود
69... جماعتی از اهل بدعت مسخ شده و بو زینه می شوند
70...غلامان به شهر های اقایان حمله می کنند
71...اتش یاز اسمان نازل می شود
72...مردی از خراسان قیام می کند
73...دهی در شام به ننام جابیه به زمین فرو می رود
البته اکثر علامات ظهور اتفاق افتاده
ما منتظر علامات حتمیه هستیم ان شا ءالله
بر گرفته از وبلاگ ماه تنها
اگر خواستار رشد و کمال معنوی باشی هدايت می شوی ، و اگر طلب کنی می يابی .
(بحار الأنوار ، ج 51، ص 339.)
قلبهای ما جايگاه مشيت الهی است ، پس هر گاه او بخواهد ما هم می خواهيم .
(بحار الأنوار ، ج 52، ص 51.)
سجده شکر از لازم ترين و واجب ترين مستحبات است .
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 161.)
الّلهُمَ اِنّا نَشكو اِلَيكَ فَقدِ نَبيّنا وَ غَيبَة وَليّنا..........
بار الها، تنها به تو شكوه مي بريم كه در نبود پيامبرمان دشمنان جرأت جسارت
به ما را يافته و تا توانستند بر سر ما زدند تا آن كه اماممان هم غايب شد و
مصائب سنگين يكي پس از ديگري بر ما فرود آمد.
خدايا آيا مي شود كه ديگر چشمهاي زيباي يگانه نماينده تو در زمين را گريان نبينيم.
خدايا آيا مي توانيم اين حقيقت تلخ را بشنويم كه دوستي دل شكسته از دوستان
امام زمان (عليهالسلام) در ايّام حمله دد منشان به شهر مقدس كربلا و نجف
با اشك و گريه بگويد در هنگام نماز چشمانم باز شد و ديدم حجّت خدا حضرت
بقيةالله (عليهالسلام) در شهر كربلا مضطر و ناراحت حركت مي كند و من از نگراني و اضطرار آن حضرت حالم منقلب و دگرگون شد .
خدايا آيا مي شود او ديگر مضطر نباشد، ديگر اشك بر چهره اش نباشد و ما روز ظهورش را ببينيم و گرداگرد او حلقه بزنيم و بگوييم الحَمدُ للِّه ربِّ العالَمين.
بر گرفته از مجله خورشید مکه
مسيح هم در نماز به تو اقتدا مي كند
گويند وقتي كه مسيح بيايد، صليب ها را خواهد شكست و دجال را خواهد كشت.
او صليب ها را مي شكند تا بگويد كه او نه شريك خداست و نه فرزند او.
در قرآن آمده است كه: « او (عيسي) گفت: همانا من بنده خاص خدايم كه مرا
كتاب آسماني و شرف نبوت عطا فرمود و مرا هر كجا باشم براي جهانيان مايه
بركت و رحمت گردانيد و تا زنده ام مرا به عبادت نماز و زكات سفارش كرد و به
نيكويي با مادر توصيه نموده و مرا ستمكار وشقي نگردانيد و سلام حق بر من باد
روزي كه به دنيا آمدم و روزي كه از جهان بروم و روزي كه برانگيخته شوم.
اين سخن عيسي بن مريم است، سخن حقي كه مردم در امر خلقتش شك دارند.
خدا هرگز فرزندي را اتخاذ نكرده كه وي منزه از آن است. او قادري است كه
چون حكم نافذش به ايجاد چيزي تعلق گيرد، گويد موجود باش، بي درنگ آن چيز
موجود مي شود. (عيسي گفت) خداي يكتا پروردگار من و شما (و همه عالم)
است، او را بپرستيد كه راه راست همين راه خداپرستي است.»
فلسفه غيبت حضرت مسيح(ع) با غيبت امام زمان(عج) گره خورده است و تقدير
الهي چنين است كه جهان در عصر غيبت آن دو نور، در فراق انتظار به سر برد.
مسيح مريم، ذخيره خدا براي مهدي فاطمه است.
اوست كه در مسجد الاالحرام در
نماز به امام زمان (عج) اقتدا خواهد كرد تا جايگاه والاي ولايت و امامت را به
جهانيان بنماياند و نبوت خويش را در خدمت امامت بگمارد. به راستي كه او شريف ترين و برجسته ترين مأموم خواهد بود.
و اين امر باعث مي شود كه بسياري از پيروان حضرت مسيح به مهدي ما،
امام زمانمان اقتدا نمايند و به اسلام روي آورند.
بر گرفته از سایت تبیان
....اللهم عجل لولیک الفرج....
روز جمعه از چند جهت اختصاص به امام زمان دارد. يكى آن كه ولادت حضرت درآن روز بوده است.
ديگرآن كه ظهورآن جناب در روز جمعه خواهد بود.
انتظار فرج درآن روز بيشتر از روزهاى ديگر است، بلكه عيد بودن روز جمعه وشمردن آن را
به عنوان يكى از اعياد چهارگانه، به جهتآن است که در روز زمين را از لوث شرک و کفر واز
وجود ملدين و کافرين پاک مي فرمايد.
راوي مي گويد خدمت امام علي النقي (ع) رسيدم و گفتم : اي سيد من حديثي از رسول خدا
(ص) روايت شده که معناي آن را نمي فهمم فرمود : چيست ؟گفتم لا تعادوا الايام فتعاديکم يعني
با روزها دشمني نکنيد که آن ها با شما دشمنى خواهند،کرد حضرت فرمود مراد از ايام ما
هستيم مادامي که آسمان ها وزمين بپاست شنبه اسم رسول خدا (ص) است و يکشنبه امير
المؤمنين (ع) و دوشنبه حسن وحسين (ع) و سه شنبه علي بن الحسين ومحمد بن علي و
جعفر بن محمد (ع) و چهارشنبه موسي بن جعفر و علي بن موسي ومحمد بن علي (ع) ومنم
و پنجشنبه فرزندم حسن (ع) و جمعه فرزند فرزندم است وبه سوي او اهل حق جمع مي
شوند ....
در فضيلت روز جمعه پيامبر (ص) فرمودند روز جمعه بهترين روزهاست و نزد خداوند از روز
عيد قربان و عيد فطر ارجمندتر است
همچنين امام باقر (ع) فرمودند خوبي و بدي در روز جمعه دو چندان مي شود
امام صادق (ع) نيزدر روز جمعه عملي را بر تر از صلوات بر محمد و آل محمد نمي داند.
پيامبر (ص) فرمود: خداوند در روز جمعه , ششصد هزار نفر را از آتش آزاد مي سازد که همه
مستحق دوزخ بوده اند
امام زمان (عج) در دعاي امام رضا عليه السلام
بارالها، كار ظهور بنده شايسته و خليفه راستينت (امام مهدي) را اصلاح فرما
همانگونه كه كارپيامبران و فرستادگانت را اصلاح نمودي
و از فرشتگانت نگاهباناني بر او بگمار و از سوي خويش با" روح القدس"
او را ياري و پشتيباني فرما و ديده باناني از پيش رو و پشت سر همراه
وي گردان تا از هر بدي نگاهش دارند و ترس و هراس او را به امن و امان
دگرگون ساز كه او ترا مي پرستد هيچ چيز را همتا و همانند تو نمي داند
پس براي هيچيك از آفريدگانت برتري و چيرگي نسبت به " ولي" خودت قرار
مده و او را در جهاد با دشمنت و دشمنش اجازت فرما و مرا از ياران او
بشمار آور كه همانا تو بر هر كاري توانائي.
بخشى از روايات تصريح دارندكه حضرت در ميان مردم است و آنان را
مى بيند و مى شناسد، ولى مردم آن حضرت را نمى شناسند و به طور
مطلق نفى رؤيت مى كنند.
امام صادق (ع) از حضرت على (ع) نقل مى كند: "اگر زمين، يك
ساعت از حجت خالى باشد، ساكنان خود را فرو خواهد برد. حجت،
مردم را مى شناسد، ليكن مردم او را نمى شناسد، همان گونه كه
يوسف، مردم را مى شناخت و آنان او را نمى شناختند.
امام صادق (ع) نيز درباره آن حضرت مى فرمايد: "چگونه اين امت
انكار مى كندكه خداوند با حجت خود، آن گونه عمل مى كند كه با
يوسف انجام داد و صاحب شما مظلومى است كه از حقش بازداشته
شده. صاحب حكومت، در ميان مردم رفت و آمد مى كند، در بازارهاى
آنان گام مى نهد و در منزل هاى آنان قدم مى گذارد، ولى او را نمى
شناسند، تا زمانى كه خداوند به او اجازه دهدكه خود را به آنان
بشناساند؟ آن گونه كه به يوسف اجازه دادكه در پاسخ برادرش كه
پرسيد: آيا تو يوسفى بگويد: بله من يوسفم"
از اين روايات استفاده مى شودكه امام زمان (ع) همراه با مردم و
دركوچه و بازار است، مانند يوسف كه برادرانشان او را نمى شناختند،
ولى او آنان را مى شناخت سخن مردم را مى شنود و بر آنان سلام مى
كند. در مراكز آنان حاضر مى گردد از اين روى، در بحث امام
زمان (ع) سخن از روح مجرد و حضور غير فيريكى نيست حضرت
مانند ديگران در مجامع حضور مى يابد، ولى افراد او را نمى شناسند.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|